خوش اومدی
دل همین است دیگر
می نشیند برای خودش رویا میبافد.
آرزوهای بی جا میکند...
مثل ارزوی بوییدن عطر گس زنانه ات..
مثل آرزوی بوسه های حریصانه و تکثیر شیرین یک نگاه در آغوشت
مثل عاشقانه تسلیم شدن مقابل هوس هایت!
مثل....
میدانی؟
باز هم آسمان و ریسمان بافته ام
تمام ماجرا همین است:
من جز تو هیچ آرزویی ندارم..!

برچسب:
نویسنده: گرگ خسته